دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی hostility به فارسی
دشمنی، خصومت، کینه، عداوت
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English hostilitie, from Old French hostilité, from Latin hostīlitās.
اسم
- جمع
- hostilities
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
دشمنی، خصومت، کینه، عداوت
The state of being hostile.
Their hostility was intense.
دشمنی آن دو شدید بود.
مترادفها: antagonism، enmity، animosity
متضادها: amity، friendliness
اقدام خصمانه، به ویژه اقدام نظامی
A hostile action, especially a military action.
The two countries engaged in hostilities.
دو کشور وارد اقدامات خصمانه شدند.
مترادفها: war، fighting، combat
متضادها: peace
جنگ، عملیات جنگی
Acts of warfare; open conflict between armed forces.
The outbreak of hostilities ended the ceasefire.
آغاز جنگ به آتشبس پایان داد.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه hostility را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.