دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی hard-nosed به فارسی
زرنگ و واقعبین، پشت همانداز
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From hard + nosed; originally referred to hard-tipped bullets.
صفت
زرنگ و واقعبین، پشت همانداز
Guided by practical experience and observation rather than by theory.
She is a hard-nosed businesswoman who always gets the best deals.
او یک زن تاجر زرنگ و واقعبین است که همیشه بهترین معاملات را به دست میآورد.
سرسخت، یکدنده، خودرای، لجباز
Hardheaded, stubborn.
The hard-nosed manager refused to change his decision despite the team's objections.
مدیر سرسخت حاضر نشد تصمیمش را علیرغم اعتراضات تیم تغییر دهد.
مترادفها: obstinate
سرسخت و عملگرا، بیاحساس
Tough and relentlessly practical and thus not given to sentiment.
He is a hard-nosed negotiator who never gives in.
او یک مذاکرهکنندهی سرسخت و عملگراست که هرگز تسلیم نمیشود.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه hard-nosed را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.