دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی humane به فارسی

مهربان، با انسانیت، رحیم، دل‌نرم

بریتانیایی: /hjuːˈmeɪn/ آمریکایی: /hjuːˈmeɪn/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle English humain, from Old French humain, from Latin hūmānus.

صفت

صفت تفضیلی
humaner، more humane
صفت عالی
humanest، most humane
۱.

مهربان، با انسانیت، رحیم، دل‌نرم

Having or showing concern for the pain or suffering of another; compassionate.

It is no longer considered humane to perform vivisection on research animals.

دیگر انسانی تلقی نمی‌شود که بر روی حیوانات آزمایشگاهی تشریح زنده انجام شود.

مترادف‌ها: mankindly

متضادها: inhuman، inhumane، nonhumane

۲.

مرتبط با علوم انسانی، ادب‌آموز، فرهیخت‌گر

آموزش

Pertaining to branches of learning concerned with human affairs or the humanities, especially classical literature or rhetoric.

humane studies

مطالعات در زمینه علوم انسانی

۳.

املای منسوخ human

منسوخ

Obsolete spelling of human.

In old manuscripts, humane was the spelling for human.

در نسخه‌های قدیمی، humane املاِ کلمهٔ انسان بود.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه humane را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.