دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی headcount به فارسی

شمارش تعداد افراد حاضر در یک گروه

بریتانیایی: /ˈhed.kaʊnt/ آمریکایی: /ˈhed.kaʊnt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: head count

ریشه‌شناسی

From head + count.

اسم

جمع
headcounts
۱.

شمارش تعداد افراد حاضر در یک گروه

The act of counting how many people are present in a group.

Let's take a quick headcount to make sure we're all here.

بیایید یک شمارش سریع انجام دهیم تا مطمئن شویم همه اینجا هستند.

۲.

تعداد افراد حاضر در یک گروه یا کارکنان یک شرکت

The number of people present in a group or employed by a company.

The company's headcount on January 1 was 15,203.

تعداد کارکنان شرکت در اول ژانویه ۱۵۲۰۳ نفر بود.

۳.

تعداد نیروی انسانی مورد نیاز یک شرکت با توجه به شرایط کلی

A consideration of a company's appropriate staffing level based on some larger context.

Due to economic difficulties, the company will be making headcount adjustments.

به دلیل مشکلات اقتصادی، شرکت تعدیل نیرو انجام خواهد داد.

۴.

یک جایگاه شغلی در یک گروه کاری

One slot in a workgroup, filled or to be filled by one person.

I've convinced management to give us one more headcount.

مدیریت را متقاعد کرده‌ام که یک نفر دیگر به ما بدهد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه headcount را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.