دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی harmonize به فارسی

همدل و همصدا شدن، متوافق شدن، جور شدن، موزون شدن، سازگار شدن

بریتانیایی: /ˈhɑː.mə.naɪz/ آمریکایی: /ˈhɑːr.mə.naɪz/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: harmonise non-Oxford British English

ریشه‌شناسی

From French harmoniser, from harmony + -ize.

فعل

سوم‌شخص مفرد
harmonizes
وجه وصفی حال
harmonizing
گذشته ساده
harmonized
اسم مفعول
harmonized
۱.

همدل و همصدا شدن، متوافق شدن، جور شدن، موزون شدن، سازگار شدن

ناگذرا

To be in harmonious agreement.

This building harmonizes perfectly with the surrounding scenery.

این ساختمان به خوبی با مناظر اطراف آن جور در می‌آید (متناسب است).

۲.

هماهنگ آواز خواندن، هماهنگ‌خوانی کردن، هم‌آوایی کردن، همخوانی کردن

ناگذراموسیقی

To play or sing in harmony.

The choir members harmonize beautifully during the performance.

اعضای گروه کر هنگام اجرا به زیبایی هم‌آوایی می‌کنند.

۳.

هماهنگ کردن ملودی، هارمونی دادن به ملودی

گذراموسیقی

To provide harmony for a melody.

The composer harmonized the melody with simple chords.

آهنگساز ملودی را با آکوردهای ساده هماهنگ کرد.

۴.

همدل و همصدا کردن، متوافق کردن، جور کردن، موزون کردن، سازگار کردن

گذرا

To bring things into harmony or make them compatible; to reconcile.

We must harmonize our efforts.

ما باید کوشش‌های خود را هماهنگ کنیم.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه harmonize را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.