دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی hard-hitting به فارسی
تهاجمی، قاطع، شدید
بریتانیایی: /ˌhɑːdˈhɪt.ɪŋ/ آمریکایی: /ˌhɑːrdˈhɪt̬.ɪŋ/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From hard + hitting.
صفت
- صفت تفضیلی
- more hard-hitting، harder-hitting
- صفت عالی
- most hard-hitting، hardest-hitting
۱.
تهاجمی، قاطع، شدید
عامیانه
Aggressively vigorous or forceful.
The journalist wrote a hard-hitting article about the corruption in the city government.
خبرنگار مقالهای پرتکاپو درباره فساد در دولت شهری نوشت.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه hard-hitting را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.