دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی hegemony به فارسی
تسلط (به ویژه یک کشور بر دیگری)، چیرگی، برتری
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Ancient Greek hēgemonia, meaning leadership or supremacy.
اسم
- جمع
- hegemonies
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
تسلط (به ویژه یک کشور بر دیگری)، چیرگی، برتری
Domination, influence, or authority over another, especially by one political group over a society or by one nation over others.
The nation sought regional hegemony.
آن کشور به دنبال چیرگی منطقهای بود.
سلطهی یک گروه اجتماعی بر گروه دیگر، بهگونهای که گروه حاکم رضایت نسبی زیردستان را جلب میکند
Dominance of one social group over another, such that the ruling group or hegemon acquires some degree of consent from the subordinate, as opposed to dominance purely by force.
Cultural hegemony shapes public opinion.
سلطهی فرهنگی افکار عمومی را شکل میدهد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه hegemony را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.