دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی heavy-handed به فارسی
دست سنگین، زمخت، بیملاحظه
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: heavyhanded
ریشهشناسی
From heavy + hand + -ed, literally 'having a heavy hand'.
صفت
- صفت تفضیلی
- more heavy-handed
- صفت عالی
- most heavy-handed
دست سنگین، زمخت، بیملاحظه
Clumsy; awkward.
His heavy-handed attempt at humor fell flat.
تلاش دست سنگین او برای شوخی بینتیجه ماند.
مترادفها: cack-handed، ham-handed، ham-fisted، maladroit
بیش از حد، افراطی
Excessive; overdone.
Do not be too heavy-handed with the salt.
با نمک زیاد دست سنگین نباش.
مترادفها: OTT، over the top
فاقد ظرافت یا نکتهسنجی
Lacking subtlety or nuance.
The movie's message was too heavy-handed.
پیام فیلم بیش از حد بیظرافت بود.
مترادفها: ham-handed، ham-fisted، unsubtle، on the nose
ستمگر، سرکوبگر، ظالم
Overbearing, coercive; unnecessarily forceful; harsh, oppressive.
The manager's heavy-handed approach upset the entire team.
روش دست سنگین مدیر، کل تیم را ناراحت کرد.
the government's heavy-handed policies
سیاستهای ستمکارانهی دولت
مترادفها: bossy، hard-handed، iron-handed، iron-fisted، brutal، cruel، draconian، overstrict
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه heavy-handed را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.