دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی hospitalisation به فارسی
بستری شدن در بیمارستان، بستریسازی
بریتانیایی: /ˌhɒs.pɪ.təl.aɪˈzeɪ.ʃən/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From hospital + -isation, a British spelling variant of hospitalization.
اسم
- جمع
- hospitalisations
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
۱.
بستری شدن در بیمارستان، بستریسازی
املای بریتانیایی
Alternative spelling of hospitalization.
The patient required hospitalisation after the accident.
بیمار پس از تصادف نیاز به بستری شدن در بیمارستان داشت.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه hospitalisation را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.