دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی hone به فارسی

سنگ چاقو تیزکن، سنگ خان، تیزکن، فسان، افسان

بریتانیایی: /həʊn/ آمریکایی: /hoʊn/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

مدخل ۱

ریشه‌شناسی

From Old English hān, from Proto-Germanic *hainō, from Proto-Indo-European *ḱeh₃i-.

اسم

جمع
hones
۱.

سنگ چاقو تیزکن، سنگ خان، تیزکن، فسان، افسان

A sharpening stone composed of extra-fine grit used for removing the burr or curl from the blade of a razor or some other edge tool.

He used a hone to sharpen his kitchen knives.

او از سنگ چاقو تیزکن برای تیز کردن چاقوهای آشپزخانه‌اش استفاده کرد.

۲.

ابزار ماشینی برای ساخت سوراخ‌های دقیق

A machine tool used in the manufacture of precision bores.

The machinist used a hone to finish the cylinder bore.

ماشین‌کار از یک سنگ خان برای پرداخت نهایی سوراخ سیلندر استفاده کرد.

فعل

سوم‌شخص مفرد
hones
وجه وصفی حال
honing
گذشته ساده
honed
اسم مفعول
honed
۳.

تیز کردن (با سنگ خان)

گذرا

To sharpen with a hone; to whet.

He honed his sword.

او شمشیر خود را تیز کرد.

۴.

لوله فسانی کردن، با سنگ خان سوراخ دقیق ایجاد کردن

گذرا

To use a hone to produce a precision bore.

The technician used a special tool to hone the inside of the metal tube.

تکنسین از یک ابزار ویژه برای لوله فسانی کردن درون لوله فلزی استفاده کرد.

۵.

کارآزموده کردن، زبردست کردن، بهبود بخشیدن

گذرا

To refine or master (a skill).

The Bazaar had honed his commercial skills.

بازار، استعداد بازرگانی او را پرورش داده بود.

۶.

تندتر یا مؤثرتر کردن

گذرا

To make more acute, intense, or effective.

She honed her focus before the exam.

او تمرکز خود را قبل از امتحان تقویت کرد.

مدخل ۲

ریشه‌شناسی

Cognate with Icelandic hnúður; distantly related to knot.

اسم

جمع
hones
۷.

نوعی ورم در گونه

A kind of swelling in the cheek.

He had a hone on his cheek from the infection.

او بر اثر عفونت روی گونه‌اش ورم داشت.

مدخل ۳

ریشه‌شناسی

From French hogner, possibly a cross of honnir and grogner.

فعل

سوم‌شخص مفرد
hones
وجه وصفی حال
honing
گذشته ساده
honed
اسم مفعول
honed
۸.

غرولند کردن، نالیدن

ناگذرابریتانیاییآمریکاییجنوب آمریکاگویشی

To grumble.

He honed about the weather all day.

او تمام روز از هوا غرولند می‌کرد.

۹.

از ته دل خواستن، سخت آرزو کردن، نالیدن

ناگذرابریتانیاییآمریکاییجنوب آمریکاگویشی

To pine, lament, or long.

She honed for a chance to travel the world.

او از ته دل می‌خواست فرصتی برای سفر به دور دنیا داشته باشد.

مدخل ۴

حرف ندا

۱۰.

افسوس، دریغ

Used to express sorrow or grief.

Hone! What a tragedy.

افسوس! چه تراژدی‌ای.

مترادف‌ها: alas

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه hone را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.