دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی homogeneous به فارسی
همگن، همانند، همجور
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: homogenous may be considered incorrect
ریشهشناسی
From Medieval Latin homogeneus, from Ancient Greek ὁμογενής (homogenḗs, 'of the same race or kind').
صفت
همگن، همانند، همجور
Of the same kind; alike, similar.
The population was remarkably homogeneous.
جمعیت به طرز قابل توجهی همگن بود.
متضادها: heterogeneous، inhomogeneous
یکدست، یکریخت، دارای ترکیب یکسان در سراسر
Having the same composition throughout; of uniform make-up.
The mixture was homogeneous, with all ingredients blending together perfectly.
مخلوط همگن بود و تمام مواد به طور کامل با هم ترکیب شده بودند.
همگن (در یک حالت ماده)
In the same state of matter.
A homogeneous mixture has the same composition throughout.
یک مخلوط همگن در سراسر خود ترکیب یکسانی دارد.
همگن (چندجملهای که همه جملههای غیرصفر آن درجه یکسان دارند)
Of a polynomial: such that all its nonzero terms have the same degree.
The polynomial x² + 5xy + y² is homogeneous of degree 2.
چندجملهای x² + 5xy + y² از درجه 2 همگن است.
همگن (دستگاه معادلات خطی که همه جملههای ثابت آن صفر باشند)
Of a system of linear equations: such that all constant terms are zero.
A homogeneous system always has the trivial solution.
یک دستگاه همگن همواره جواب بدیهی دارد.
همگن (تابعی که با ضرب همه ورودیها در یک عدد، خروجی در توان ثابتی از آن عدد ضرب شود)
Of a function: such that scaling the inputs by a factor scales the output by that factor raised to a fixed power.
The function f(x,y) = x² + y² is homogeneous of degree 2.
تابع f(x,y) = x² + y² از درجه 2 همگن است.
همگن (معادله دیفرانسیل مرتبه اول که به صورت f(x,y) dy = g(x,y) dx با f و g همگن از یک درجه نوشته شود)
Of a first-order differential equation: capable of being written in the form f(x,y) dy = g(x,y) dx where f and g are homogeneous functions of the same degree.
A homogeneous differential equation can be solved by substitution.
یک معادله دیفرانسیل همگن را میتوان با جایگزینی حل کرد.
همگن (معادله دیفرانسیل خطی که جمله درجه صفر آن صفر است و جواب بدیهی دارد)
Of a linear differential equation: having its degree-zero term equal to zero; admitting the trivial solution.
The homogeneous equation y'' + y = 0 has solutions sin x and cos x.
معادله همگن y'' + y = 0 جوابهای sin x و cos x دارد.
همگن (عضوی از یک حلقه مدرج که به یکی از جمعوندهای مدرجبندی تعلق دارد)
Of an element of a graded ring: belonging to one of the summands of the grading.
In a graded ring, every element can be written as a sum of homogeneous elements.
در یک حلقه مدرج، هر عضو را میتوان به صورت مجموع اعضای همگن نوشت.
همگن (فضایی با عمل گروهی که عمل گروه انتقالی و توسط خودریختیها باشد)
Of a space equipped with a group action: such that the group action is transitive and acts by automorphisms.
A homogeneous space looks the same at every point.
یک فضای همگن در هر نقطه یکسان به نظر میرسد.
همگن (توزیعی که توسط تحدید به کره واحد تعیین میشود)
Of a distribution: determined by its restriction to the unit sphere.
A homogeneous distribution is characterized by its values on the unit sphere.
یک توزیع همگن با مقادیرش روی کره واحد مشخص میشود.
همگن (رابطهای که بین یک مجموعه و خودش برقرار است؛ درونرابطه)
Of a relation: holding between a set and itself; being an endorelation.
Equality is a homogeneous relation on any set.
برابری یک رابطه همگن روی هر مجموعهای است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه homogeneous را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.