دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی hardheaded به فارسی
لجوج، لجباز، کلهشق
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: hard-headed
ریشهشناسی
From hard + headed, first appears mid-15th century.
صفت
- صفت تفضیلی
- more hardheaded
- صفت عالی
- most hardheaded
لجوج، لجباز، کلهشق
Stubborn; wilful.
She was always hardheaded about what she wanted.
او همیشه دربارهی آنچه که میخواست لجاجت میکرد.
مترادفها: obstinate
واقعبین، عملگرا
Realistic; pragmatic.
We need a hardheaded assessment of the costs.
ما نیاز به یک ارزیابی واقعبینانه از هزینهها داریم.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه hardheaded را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.