دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی hostage به فارسی
گروگان، شخصی که به عنوان تضمین اجرای پیمان یا توافق داده میشود
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Old French hoste 'host' + -age, or from Vulgar Latin obsidāticum, from Latin obses 'hostage'.
اسم
- جمع
- hostages
گروگان، شخصی که به عنوان تضمین اجرای پیمان یا توافق داده میشود
A person given as a pledge or security for the performance of a treaty or similar agreement.
The treaty required the exchange of hostages.
پیمان مبادلهی گروگانها را الزامی میکرد.
گروگان، شخصی که برای وادار کردن طرف دیگر به انجام یا ترک عملی گرفته میشود
A person seized in order to compel another party to act or refrain from acting, because of the threat of harm to the hostage.
The hostages were released unharmed.
گروگانها سالم آزاد شدند.
چیزی که به دلیل در معرض خطر بودن، آزادی عمل را محدود میکند
Something that constrains one's actions because it is at risk.
The project became a hostage to budget cuts.
پروژه در گرو کاهش بودجه قرار گرفت.
کسی که تحت اجبار چیزی (به ویژه تهدید) قرار دارد و آزادانه نمیتواند تصمیم بگیرد
One who is compelled by something, especially something that poses a threat; one who is not free to choose their own course of action.
He was a hostage to his own fears.
او اسیر ترسهای خود بود.
وضعیت گروگان بودن، بازداشت به عنوان تضمین یا برای اجبار
The condition of being held as security or to compel someone else to act or not act in a particular way.
They were held hostage for months.
آنها ماهها در گروگان بودند.
فعل
- سومشخص مفرد
- hostages
- وجه وصفی حال
- hostaging
- گذشته ساده
- hostaged
- اسم مفعول
- hostaged
Possibly nonstandard.
کسی یا چیزی را به عنوان گروگان به دیگری سپردن
To give someone or something as a hostage to someone or something else.
They hostaged their loyalty to the cause.
وفاداری خود را در گرو آرمان قرار دادند.
کسی یا چیزی را گروگان گرفتن، به ویژه برای کنترل یا مبادله
To hold someone or something hostage, especially in a way that constrains or controls, or in order to exchange for something else.
The rebels hostaged the village.
شورشیان روستا را گروگان گرفتند.
اصطلاحها و عبارتها
give hostages to fortune
عیالوار بودن، مسئول خانواده بودن
To take on responsibilities or commitments that make one vulnerable to future misfortune.
By getting married and having children, he gave hostages to fortune.
با ازدواج و بچهدار شدن، خود را در معرض خطرات آینده قرار داد.
عبارتهای مرتبط
- give hostages to fortune
- عیالوار بودن، مسئول خانواده بودن
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه hostage را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.