دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی heavyweight به فارسی
آدم یا حیوان بزرگ و سنگین، فربه، سمین، پروزن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From heavy + weight.
اسم
- جمع
- heavyweights
آدم یا حیوان بزرگ و سنگین، فربه، سمین، پروزن
A very large, heavy, or impressive person.
He is an intellectual heavyweight.
او یک غول فکری است.
وزن سنگین (بوکس)، بوکسور سنگین وزن
The professional boxing weight class for boxers weighing more than 190 pounds; a boxer in that division.
The heavyweight boxer won the championship match.
بوکسور سنگین وزن در مسابقه قهرمانی پیروز شد.
وزن سنگین در سایر ورزشها، ورزشکار سنگین وزن
A similar division and contestant in other sports.
He competes as a heavyweight in wrestling.
او در کشتی به عنوان سنگین وزن رقابت میکند.
صفت
مربوط به وزن سنگین (بوکس یا ورزش مشابه)
Of the heavyweight boxing (or similar) division.
He is a heavyweight champion.
او قهرمان وزن سنگین است.
نسبتاً سنگین، پروزن
Being relatively heavy.
The heavyweight fabric is durable.
پارچه سنگین بادوام است.
پیشرو در زمینه خود
Being a leader in one's field.
In the tech industry, she is considered a heavyweight.
در صنعت فناوری، او به عنوان یک آدم بانفوذ شناخته میشود.
مهم، چشمگیر
Important or impressive.
The heavyweight decision affected many people.
تصمیم مهم بر بسیاری از مردم تأثیر گذاشت.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه heavyweight را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.