دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی heated به فارسی
گرم، داغ
بریتانیایی: /ˈhiːtɪd/ آمریکایی: /ˈhiːtɪd/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
صفت
۱.
گرم، داغ
Warmed, made hot.
heated water
آب داغ
۲.
پرجوش و خروش، خشمآمیز
Raging, angry; stormy, excited.
a heated argument
بحث داغ
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه heated را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.