دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی hands-on به فارسی
عملی، کنشی، مبتنی بر مشارکت فعال
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
Possibly from the phrase all hands on deck.
صفت
عملی، کنشی، مبتنی بر مشارکت فعال
Involving active participation.
The internship will provide hands-on training.
کارآموزی آموزش عملی ارائه خواهد داد.
مترادفها: action-based
اسم
- جمع
- hands-ons
جلسه عملی، کارگاه عملی
A session of active participation, often as part of training or education.
The workshop offered a hands-on with the new software.
کارگاه تجربه عملی با نرمافزار جدید را ارائه داد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه hands-on را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.