دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی haunt به فارسی

مرتبا به جایی رفتن، پی‌درپی سرزدن، (محل) روح زده شدن یا بودن

بریتانیایی: /hɔːnt/ آمریکایی: /hɑːnt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: hant Scotland؛ ha'nt US، dialectal؛ haint US، dialectal؛ harnt US، dialectal

ریشه‌شناسی

From Old French hanter, from Old Norse heimta, meaning to bring home.

فعل

سوم‌شخص مفرد
haunts
وجه وصفی حال
haunting
گذشته ساده
haunted
اسم مفعول
haunted
۱.

مرتبا به جایی رفتن، پی‌درپی سرزدن، (محل) روح زده شدن یا بودن

گذرا

To inhabit or visit frequently, most often used in reference to ghosts.

A couple of ghosts haunt the old, burnt-down house.

چند روح در خانه‌ی قدیمی سوخته رفت و آمد می‌کنند.

۲.

(پی‌درپی) به فکر خطور کردن، راحت نگذاشتن

گذرا

To make uneasy or restless.

The memory of his past failures haunted him.

خاطره‌ی شکست‌های گذشته‌اش مرتبا به ذهنش خطور می‌کرد.

مترادف‌ها: nag

۳.

دنبال کسی افتادن، تعقیب کردن

گذرا

To stalk or follow persistently.

The policeman haunted him, following him everywhere.

پلیس دنبالش افتاده بود و همه جا تعقیبش می‌کرد.

۴.

به طور عادت زندگی کردن، ماندن

ناگذرانادر

To live habitually; to stay or remain.

He haunted in that village for many years.

او سال‌ها در آن روستا زندگی کرد.

۵.

عادت دادن، خو دادن

گذرابریتانیاییگویشیشمال انگلستاناسکاتلند

To accustom; habituate; make accustomed to.

The farmer haunted his dog to the new routine.

کشاورز سگش را به روال جدید عادت داد.

۶.

ورزیدن، خود را وقف چیزی کردن

گذرابریتانیاییگویشیشمال انگلستاناسکاتلند

To practise; to devote oneself to.

He haunted the art of painting.

او خود را وقف هنر نقاشی کرد.

۷.

پی‌درپی ماندن یا سر زدن

ناگذرا

To persist in staying or visiting.

The cat haunts around the kitchen at dinner time.

گربه هنگام شام دور آشپزخانه پرسه می‌زند.

اسم

جمع
haunts
شمارش‌پذیری
countable
۸.

پاتوق، میعادگاه، دیدارگاه

A place at which one is regularly found; a habitation or hangout.

The shopping mall is a popular haunt of the local teenagers.

مرکز خرید پاتوق محبوب نوجوانان محلی است.

۹.

روح، شبح

گویشی

A ghost.

They say the old house is full of haunts.

می‌گویند خانه‌ی قدیمی پر از ارواح است.

مترادف‌ها: haint

۱۰.

آبشخور حیوانات، کنام

A lair or feeding place of animals.

The forest is a haunt of deer.

جنگل آبشخور آهوان است.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه haunt را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.