دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی heavily به فارسی
به سنگینی، با بار سنگین
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: heauily obsolete
ریشهشناسی
From Middle English hevely, from Old English hefiġlīċe, equivalent to heavy + -ly.
قید
- صفت تفضیلی
- more heavily
- صفت عالی
- most heavily
به سنگینی، با بار سنگین
With a great weight.
She fell heavily into bed.
او به سنگینی روی تخت افتاد.
به شدت، بسیار
To a considerable degree or extent.
He relied heavily on the data.
او به شدت به دادهها تکیه کرد.
به صورت سنگین، با تجهیزات سنگین
In a manner designed for heavy duty.
Heavily armed soldiers patrolled the area.
سربازان کاملاً مسلح منطقه را گشتزنی میکردند.
به صورت سنگین و حجیم
So as to be thick or heavy.
He was a heavily built young man.
او مرد جوانی با هیکل درشت بود.
با دشواری، به سختی
In a laboured manner.
He breathed heavily after the run.
بعد از دویدن به سختی نفس میکشید.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه heavily را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.