دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی hesitation به فارسی

تردید، دودلی، درنگ، مکث

بریتانیایی: /ˌhez.ɪˈteɪ.ʃən/ آمریکایی: /ˌhez.əˈteɪ.ʃən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: hæsitation archaic

ریشه‌شناسی

From Latin haesitātiō, from haesitō (hesitate).

اسم

جمع
hesitations
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

تردید، دودلی، درنگ، مکث

An act of hesitating; doubt or vacillation.

She carried out the order without hesitation.

او دستور را بدون تردید اجرا کرد.

مترادف‌ها: cunctation، hesitance، hesitancy

۲.

لکنت، مکث در گفتار

A faltering in speech; stammering.

His hesitation made the speech difficult to follow.

لکنت او دنبال کردن سخنرانی را دشوار کرد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه hesitation را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.