دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی hesitation به فارسی
تردید، دودلی، درنگ، مکث
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: hæsitation archaic
ریشهشناسی
From Latin haesitātiō, from haesitō (hesitate).
اسم
- جمع
- hesitations
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
تردید، دودلی، درنگ، مکث
An act of hesitating; doubt or vacillation.
She carried out the order without hesitation.
او دستور را بدون تردید اجرا کرد.
مترادفها: cunctation، hesitance، hesitancy
لکنت، مکث در گفتار
A faltering in speech; stammering.
His hesitation made the speech difficult to follow.
لکنت او دنبال کردن سخنرانی را دشوار کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه hesitation را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.