دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی headwind به فارسی
باد مخالف، بادی که مستقیماً در جهت مخالف حرکت وسیلهای مانند هواپیما، قطار یا کشتی میوزد.
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English hedwind, from Old English hēafodwind, meaning head + wind.
اسم
- جمع
- headwinds
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
باد مخالف، بادی که مستقیماً در جهت مخالف حرکت وسیلهای مانند هواپیما، قطار یا کشتی میوزد.
A wind that blows directly against the course of a vehicle, like an aircraft, train, or ship.
The plane faced a strong headwind during the flight.
هواپیما در طول پرواز با باد مخالف شدیدی روبرو شد.
متضادها: tailwind
نیروی بازدارنده، مانع پیشرفت
A strong force that impedes or reverses progress.
Economic headwinds slowed the company's growth.
بادهای مخالف اقتصادی رشد شرکت را کند کرد.
فعل
- سومشخص مفرد
- headwinds
- وجه وصفی حال
- headwinding
- گذشته ساده
- headwinded
- اسم مفعول
- headwinded
مخالف وزشیدن، در جهت مخالف حرکت وسیلهای وزیدن
To blow directly against the course of a vehicle, like an aircraft, train, or ship.
The wind headwinded the ship all day.
باد تمام روز مخالف کشتی میوزید.
مانع پیشرفت شدن، جلوی پیشرفت را گرفتن
To impede or reverse progress.
New regulations headwinded the industry's expansion.
مقررات جدید مانع گسترش صنعت شد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه headwind را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.