دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی headwind به فارسی

باد مخالف، بادی که مستقیماً در جهت مخالف حرکت وسیله‌ای مانند هواپیما، قطار یا کشتی می‌وزد.

بریتانیایی: /ˈhed.wɪnd/ آمریکایی: /ˈhed.wɪnd/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle English hedwind, from Old English hēafodwind, meaning head + wind.

اسم

جمع
headwinds
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

باد مخالف، بادی که مستقیماً در جهت مخالف حرکت وسیله‌ای مانند هواپیما، قطار یا کشتی می‌وزد.

دریانوردیفیزیک

A wind that blows directly against the course of a vehicle, like an aircraft, train, or ship.

The plane faced a strong headwind during the flight.

هواپیما در طول پرواز با باد مخالف شدیدی روبرو شد.

متضادها: tailwind

۲.

نیروی بازدارنده، مانع پیشرفت

A strong force that impedes or reverses progress.

Economic headwinds slowed the company's growth.

بادهای مخالف اقتصادی رشد شرکت را کند کرد.

فعل

سوم‌شخص مفرد
headwinds
وجه وصفی حال
headwinding
گذشته ساده
headwinded
اسم مفعول
headwinded
۳.

مخالف وزشیدن، در جهت مخالف حرکت وسیله‌ای وزیدن

گذرا

To blow directly against the course of a vehicle, like an aircraft, train, or ship.

The wind headwinded the ship all day.

باد تمام روز مخالف کشتی می‌وزید.

۴.

مانع پیشرفت شدن، جلوی پیشرفت را گرفتن

گذرا

To impede or reverse progress.

New regulations headwinded the industry's expansion.

مقررات جدید مانع گسترش صنعت شد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه headwind را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.