دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی hypnotic به فارسی
وابسته به خواب القائی (هیپنوتیزم)، هیپنوتیزمی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: hypnotick obsolete
ریشهشناسی
From French hypnotique, from Late Latin hypnoticus, from Greek hupnōtikos, from hupnō (I put to sleep).
صفت
- صفت تفضیلی
- more hypnotic
- صفت عالی
- most hypnotic
وابسته به خواب القائی (هیپنوتیزم)، هیپنوتیزمی
Of, or relating to hypnosis or hypnotism.
The hypnotic music made everyone feel relaxed.
موسیقی هیپنوتیک باعث شد همه احساس آرامش کنند.
مترادفها: mesmeric
خوابآور، خوابانگیز
Inducing sleep; soporific.
The sound of the ocean waves was so hypnotic that it put me to sleep.
صدای امواج اقیانوس آنقدر خوابانگیز بود که مرا به خواب برد.
مترادفها: captivating
اسم
- جمع
- hypnotics
فردی که هیپنوتیزم میشود یا میتواند هیپنوتیزم شود
A person who is, or can be, hypnotized.
The hypnotic responded quickly to the therapist's suggestions.
فرد هیپنوتیزمشده به سرعت به پیشنهادهای درمانگر پاسخ داد.
داروی خوابآور، مادهای که خواب میآورد
A soporific substance.
The doctor prescribed a hypnotic to help him sleep better.
پزشک برای کمک به بهتر خوابیدن او داروی خوابآور تجویز کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه hypnotic را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.