دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی hypnotic به فارسی

وابسته به خواب القائی (هیپنوتیزم)، هیپنوتیزمی

بریتانیایی: /hɪpˈnɒt.ɪk/ آمریکایی: /hɪpˈnɑː.t̬ɪk/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: hypnotick obsolete

ریشه‌شناسی

From French hypnotique, from Late Latin hypnoticus, from Greek hupnōtikos, from hupnō (I put to sleep).

صفت

صفت تفضیلی
more hypnotic
صفت عالی
most hypnotic
۱.

وابسته به خواب القائی (هیپنوتیزم)، هیپنوتیزمی

Of, or relating to hypnosis or hypnotism.

The hypnotic music made everyone feel relaxed.

موسیقی هیپنوتیک باعث شد همه احساس آرامش کنند.

مترادف‌ها: mesmeric

۲.

خواب‌آور، خواب‌انگیز

داروشناسی

Inducing sleep; soporific.

The sound of the ocean waves was so hypnotic that it put me to sleep.

صدای امواج اقیانوس آنقدر خواب‌انگیز بود که مرا به خواب برد.

مترادف‌ها: captivating

اسم

جمع
hypnotics
۳.

فردی که هیپنوتیزم می‌شود یا می‌تواند هیپنوتیزم شود

A person who is, or can be, hypnotized.

The hypnotic responded quickly to the therapist's suggestions.

فرد هیپنوتیزم‌شده به سرعت به پیشنهادهای درمانگر پاسخ داد.

۴.

داروی خواب‌آور، ماده‌ای که خواب می‌آورد

داروشناسی

A soporific substance.

The doctor prescribed a hypnotic to help him sleep better.

پزشک برای کمک به بهتر خوابیدن او داروی خواب‌آور تجویز کرد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه hypnotic را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.