دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی historical به فارسی

مربوط به تاریخ ثبت‌شده، تاریخی (در مقابل افسانه و داستان)

بریتانیایی: /hɪˈstɒr.ɪ.kəl/ آمریکایی: /hɪˈstɔːr.ɪ.kəl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: historicall obsolete

Like many terms that start with a non-silent h but have emphasis on their second syllable, some people precede historical with an, others with a.

ریشه‌شناسی

From Latin historicus + -al.

صفت

صفت تفضیلی
more historical
صفت عالی
most historical
۱.

مربوط به تاریخ ثبت‌شده، تاریخی (در مقابل افسانه و داستان)

Of, concerning, or in accordance with recorded history, as opposed to legends, myths, and fictions.

A great deal of historical research has been done on the events leading up to that day.

تحقیقات تاریخی زیادی درباره رویدادهای منتهی به آن روز انجام شده است.

مترادف‌ها: historic

متضادها: ahistorical

۲.

تاریخی، درباره تاریخ؛ به تصویر کشیدن افراد یا رویدادهای تاریخی

ادبیاتهنر

About history; depicting persons or events from history.

She enjoys reading historical novels.

او از خواندن رمان‌های تاریخی لذت می‌برد.

۳.

مربوط به گذشته، تاریخی

Of, concerning, or in accordance with the past generally.

The museum has a collection of historical artifacts.

موزه مجموعه‌ای از آثار تاریخی دارد.

۴.

واقع‌شده در گذشته، تاریخی

ادبیاتهنر

Set in the past.

The film is a historical drama set in ancient Rome.

فیلم یک درام تاریخی است که در روم باستان می‌گذرد.

۵.

پیشین، سابق

غیررایج

Former, erstwhile.

He was a historical member of the club.

او عضو پیشین باشگاه بود.

۶.

تاریخی (در دستور زبان: مربوط به زمان‌های بیان‌کننده رویدادهای گذشته)

دستور زبان

One of various tenses or moods used to tell about past events; historic (tense).

The historical present tense is used for vivid narration.

زمان حال تاریخی برای روایت زنده استفاده می‌شود.

۷.

موروثی، تکاملی

منسوخزیست‌شناسی

Synonym of hereditary or evolutionary.

The historical traits of the clan were handed down from generation to generation.

صفات تاریخی قبیله از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شد.

۸.

مربوط به رشته علمی تاریخ، تاریخی

Of, concerning, or in accordance with the scholarly discipline of history.

The Royal Historical Society promotes historical research.

انجمن سلطنتی تاریخ پژوهش تاریخی را ترویج می‌کند.

۹.

به شیوه مورخ، بر اساس روش تاریخی

Done in the manner of a historian: written as a development over time or in accordance with the historical method.

The book provides a historical analysis of the war.

کتاب تحلیلی تاریخی از جنگ ارائه می‌دهد.

۱۰.

تاریخی، مهم از نظر تاریخ

غیررایج

Synonym of historic: important or likely to be important to history and historians.

This is a historical moment for the nation.

این یک لحظه تاریخی برای ملت است.

اسم

جمع
historicals
۱۱.

رمان تاریخی

A historical romance.

She prefers historicals to contemporary novels.

او رمان‌های تاریخی را به رمان‌های معاصر ترجیح می‌دهد.

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه historical را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.