دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی hypothesis به فارسی
فرضیه، گمانهای علمی که برای توضیح پدیدهای مطرح و با آزمایش بررسی میشود
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French hypothese, from Late Latin hypothesis, from Greek hupothesis, literally 'a placing under'.
اسم
- جمع
- hypotheses
- شمارشپذیری
- countable
فرضیه، گمانهای علمی که برای توضیح پدیدهای مطرح و با آزمایش بررسی میشود
A tentative conjecture explaining an observation, phenomenon or scientific problem, testable by further investigation.
The scientist tested her hypothesis with a series of experiments.
دانشمند فرضیهاش را با یک سری آزمایش بررسی کرد.
واژههای خاصتر: working hypothesis
واژههای همرده: theory، law
فرض، انگارهای که برای بحث یا بررسی درست فرض میشود
An assumption taken to be true for the purpose of argument or investigation.
Let us work on the hypothesis that prices will rise.
بیایید با این فرض کار کنیم که قیمتها بالا خواهند رفت.
مترادفها: supposition، conjecture
مقدم شرط، بخش «اگر» در جملهی شرطی
The antecedent of a conditional statement.
In 'if it rains, the ground gets wet', 'it rains' is the hypothesis.
در جملهی «اگر باران ببارد، زمین خیس میشود»، «باران ببارد» مقدم شرط است.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه hypothesis را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.