دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی groundbreaking به فارسی
پیشگامانه، نوآورانه
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From ground + breaking, referring to breaking ground at the start of construction.
صفت
- صفت تفضیلی
- more groundbreaking
- صفت عالی
- most groundbreaking
پیشگامانه، نوآورانه
Innovative; new, different; doing something that has never been done before.
The latest model includes several groundbreaking features and improvements.
مدل جدید شامل چندین ویژگی پیشگامانه و بهبود است.
مترادفها: innovative، pioneering
اسم
- جمع
- groundbreakings
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
آغاز ساختوساز، شروع عملیات ساختمانی
The point at which construction begins, by digging into the ground.
The groundbreaking for the new hospital is scheduled for next month.
آغاز ساخت بیمارستان جدید برای ماه آینده برنامهریزی شده است.
مراسم پیریزی و آغاز ساختمان
A ceremony to mark the beginning of construction.
The mayor attended the groundbreaking ceremony for the new library.
شهردار در مراسم پیریزی کتابخانه جدید شرکت کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه groundbreaking را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.