دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی gratuitous به فارسی
رایگان، مجانی، بلاعوض
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin grātuītus, from grātia 'favor'.
صفت
- صفت تفضیلی
- more gratuitous
- صفت عالی
- most gratuitous
رایگان، مجانی، بلاعوض
Given freely; unearned.
The concert tickets were gratuitous, so we didn't have to pay anything.
بلیطهای کنسرت رایگان بودند، بنابراین نیازی نبود چیزی پرداخت کنیم.
مترادفها: free، gratis
بیتوجیه، بیدلیل، بیجا
Unjustified or unnecessary; not called for by the circumstances.
The movie was criticized for its gratuitous violence.
فیلم به خاطر خشونت بیدلیلش مورد انتقاد قرار گرفت.
مترادفها: uncalled-for، unjustified، groundless، baseless، unfounded، unnecessary
متضادها: onerous
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه gratuitous را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.