دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی generative به فارسی
دارای قدرت مولد، سازنده، زایا، تولیدی، فرآور
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English, equivalent to generate + -ive, from French génératif.
صفت
- صفت تفضیلی
- more generative
- صفت عالی
- most generative
دارای قدرت مولد، سازنده، زایا، تولیدی، فرآور
Having the power of generating, propagating, originating, or producing.
The generative power of the artist's mind created a beautiful painting.
قدرت مولد ذهن هنرمند یک نقاشی زیبا خلق کرد.
مترادفها: creative
متضادها: annihilative
وابسته به تولید مثل، تناسلی، زایشی، زاد و ولدی
Relating to reproduction.
The generative process in plants involves pollination and seed formation.
فرآیند زایشی در گیاهان شامل گردهافشانی و تشکیل دانه است.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه generative را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.