دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی genocide به فارسی

نسل‌کشی، کشتار طبق برنامه برای براندازی ملت یا نژادی، قتل عام، نژاد براندازی، پاکسازی نژادی

بریتانیایی: /ˈdʒen.ə.saɪd/ آمریکایی: /ˈdʒen.ə.saɪd/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

Coined by Raphael Lemkin from Greek genos (race) + -cide (killing).

اسم

جمع
genocides
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

نسل‌کشی، کشتار طبق برنامه برای براندازی ملت یا نژادی، قتل عام، نژاد براندازی، پاکسازی نژادی

The systematic and deliberate destruction of a group of people, typically by killing substantial numbers of them, on the basis of their ethnicity, religion, or nationality.

The international community condemned the genocide committed during the war.

جامعه بین‌المللی نسل‌کشی انجام‌شده در طول جنگ را محکوم کرد.

واژه‌های عام‌تر: crime against humanity

۲.

کشتار سیستماتیک جمعیت بر اساس دلایل دیگر

The systematic killing of substantial numbers of people on other grounds.

Some argue that the famine was a genocide.

برخی استدلال می‌کنند که قحطی یک نسل‌کشی بود.

۳.

سرکوب سیستماتیک ایده‌ها یا اعمال بر اساس ریشه فرهنگی یا قومی؛ نسل‌کشی فرهنگی

The systematic suppression of ideas or practices on the basis of cultural or ethnic origin; culturicide.

The regime attempted a cultural genocide.

رژیم تلاش کرد نسل‌کشی فرهنگی انجام دهد.

۴.

نابودی کامل یک دسته از هیولاها توسط بازیکن

بازی‌های ویدیوییبازی‌های روگ‌لایک

The elimination of an entire class of monsters by the player.

He achieved genocide of all goblins in the dungeon.

او تمام گابلین‌های سیاه‌چال را نابود کرد.

فعل

سوم‌شخص مفرد
genocides
وجه وصفی حال
genociding
گذشته ساده
genocided
اسم مفعول
genocided
۵.

نسل‌کشی کردن، یک گروه را به طور کامل نابود کردن

گذرا

To commit genocide against; to eliminate a group of people completely.

The regime genocided the minority population.

رژیم جمعیت اقلیت را نسل‌کشی کرد.

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

genocidal

۶.

قتل‌عامانه، وابسته به نسل‌کشی و نژاد براندازی

Relating to or involving genocide.

the Nazis' genocidal acts

اعمال نژاد براندازانه‌ی نازی‌ها

عبارت‌های مرتبط

genocidal
قتل‌عامانه، وابسته به نسل‌کشی و نژاد براندازی

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه genocide را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.