دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی glowingly به فارسی
بهگونهای که نور یا درخشش ساطع کند، درخشانوار
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From glowing + -ly.
قید
- صفت تفضیلی
- more glowingly
- صفت عالی
- most glowingly
بهگونهای که نور یا درخشش ساطع کند، درخشانوار
While giving off a glow.
The spark hung there glowingly, then suddenly went out.
جرقه در آنجا درخشان آویزان بود، سپس ناگهان خاموش شد.
با تحسین و ستایش فراوان، مشتاقانه
With enthusiastic praise.
He praised her glowingly; it was enough to make her blush.
او را چنان مشتاقانه تحسین کرد که کافی بود صورتش سرخ شود.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه glowingly را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.