دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی generalisation به فارسی
تعمیم، مفهومسازی کلی از موارد خاص با انتزاع ویژگیهای مشترک
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: generalization US
ریشهشناسی
From generalise + -ation.
اسم
- جمع
- generalisations
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
تعمیم، مفهومسازی کلی از موارد خاص با انتزاع ویژگیهای مشترک
The formulation of general concepts from specific instances by abstracting common properties.
The scientist made a generalisation based on the data.
دانشمند بر اساس دادهها یک تعمیم انجام داد.
متضادها: specialisation
استدلال استقرایی از حقایق جزئی به اصول کلی
Inductive reasoning from detailed facts to general principles.
Generalisation is a key part of the scientific method.
تعمیم بخش مهمی از روش علمی است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه generalisation را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.