دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی gigantic به فارسی
غولآسا، غولپیکر، بسیار بزرگ، عظیم
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: gigantick obsolete
ریشهشناسی
From Ancient Greek gigantikos, ultimately from gigas (giant).
صفت
- صفت تفضیلی
- more gigantic
- صفت عالی
- most gigantic
غولآسا، غولپیکر، بسیار بزرگ، عظیم
Very large.
a gigantic building
بنای غولپیکر
مترادفها: gigantesque
عالی، فوقالعاده، هیجانانگیز
Excellent; very good or exciting.
This band is going to be gigantic.
این گروه قرار است فوقالعاده شود.
غولآسا، مانند یک غول
In the manner of a giant.
He took a gigantic step forward.
او گامی غولآسا به جلو برداشت.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه gigantic را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.