دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی gratitude به فارسی
امتنان، حقشناسی، سپاسگزاری، سپاس، قدردانی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From French gratitude, from Medieval Latin gratitudo, from Latin gratus (thankful).
اسم
- جمع
- gratitudes
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
امتنان، حقشناسی، سپاسگزاری، سپاس، قدردانی
The state of being grateful.
He expressed his gratitude for Iran's help.
مراتب حقشناسی خود را نسبت به کمکهای ایران ابراز کرد.
مترادفها: appreciation، thankfulness، gratefulness
متضادها: ingratitude
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه gratitude را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.