دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی gratitude به فارسی

امتنان، حق‌شناسی، سپاسگزاری، سپاس، قدردانی

بریتانیایی: /ˈɡræt.ɪ.tʃuːd/ آمریکایی: /ˈɡræt̬.ə.tuːd/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From French gratitude, from Medieval Latin gratitudo, from Latin gratus (thankful).

اسم

جمع
gratitudes
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

امتنان، حق‌شناسی، سپاسگزاری، سپاس، قدردانی

The state of being grateful.

He expressed his gratitude for Iran's help.

مراتب حق‌شناسی خود را نسبت به کمک‌های ایران ابراز کرد.

مترادف‌ها: appreciation، thankfulness، gratefulness

متضادها: ingratitude

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه gratitude را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.