دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی gritty به فارسی

زبر و زمخت، سنگ‌ریزه مانند، ریگ مانند، شندار

بریتانیایی: /ˈɡrɪt.i/ آمریکایی: /ˈɡrɪt̬.i/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From grit + -y.

صفت

صفت تفضیلی
grittier
صفت عالی
grittiest
۱.

زبر و زمخت، سنگ‌ریزه مانند، ریگ مانند، شندار

Containing sand or grit; consisting of grit; caused by grit; full of hard particles.

The gritty surface of the road made cycling difficult.

سطح زبر و زمخت جاده، دوچرخه‌سواری را سخت کرده بود.

۲.

پر طاقت، دلیر و پراستقامت

Spirited; resolute; unyielding.

The gritty soldier never gave up, even in the toughest battles.

سرباز پر طاقت حتی در سخت‌ترین نبردها هرگز تسلیم نشد.

۳.

واقع‌گرایانه و خشن، تلخ و بی‌پرده

فیلمادبیات

Intense and starkly realistic; depicting harsh reality, especially violence.

The film offers a gritty portrayal of urban life.

فیلم تصویری تلخ و بی‌پرده از زندگی شهری ارائه می‌دهد.

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

gritty paste

۴.

خمیر سنباده

A paste containing abrasive particles, used for sanding or polishing.

He applied the gritty paste to the surface before buffing.

او خمیر سنباده را قبل از پرداخت به سطح زد.

عبارت‌های مرتبط

gritty paste
خمیر سنباده

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه gritty را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.