دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی glacial به فارسی

وابسته به یخرود، وابسته به دوران یخرودی، یخ دورانی

بریتانیایی: /ˈɡleɪ.ʃəl/ آمریکایی: /ˈɡleɪ.ʃəl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From French glacial, from Latin glaciālis, from glaciēs (ice).

صفت

صفت تفضیلی
more glacial
صفت عالی
most glacial
۱.

وابسته به یخرود، وابسته به دوران یخرودی، یخ دورانی

Of, or relating to glaciers.

We examined the glacial deposits.

ته‌نشست‌های یخرودی را بررسی کردیم.

۲.

بسیار آهسته، کند (مانند حرکت یخرود)

Very slow.

The glacial progress of civilization.

سرعت بسیار کند پیشرفت تمدن.

۳.

سرد، یخبندان، منجمد

Cold and icy.

After the rain and frost, the pavements were glacial.

پس از باران و یخبندان، پیاده‌روها یخ‌زده بودند.

۴.

یخ مانند، یخ سان

Having the appearance of ice.

On cold days, glacial acetic acid will freeze in the bottle.

در روزهای سرد، اسید استیک یخ‌سان در بطری منجمد می‌شود.

۵.

سرد و غیردوستانه

Cool and unfriendly.

He gave me a glacial stare.

نگاه سردی به من انداخت.

اسم

جمع
glacials
۶.

دوره یخبندان، عصر یخ

A glacial period (colloquially known as an ice age).

The last glacial ended about 11,000 years ago.

آخرین دوره یخبندان حدود ۱۱۰۰۰ سال پیش پایان یافت.

مترادف‌ها: ice age

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه glacial را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.