دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی gainful به فارسی
مخالف
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
مدخل ۱
ریشهشناسی
From gain (against, contrary) + -ful.
صفت
- صفت تفضیلی
- more gainful
- صفت عالی
- most gainful
شکلهای دیگر: gainfull archaic
مخالف
Contrary.
His gainful attitude caused problems.
نگرش مخالف او باعث مشکلات شد.
فرصتطلب
Disposed to taking advantage of.
She was gainful in negotiations.
او در مذاکرات فرصتطلب بود.
مشکلآفرین، سرکش
Troublesome; fractious; hard to handle.
The gainful child refused to obey.
کودک سرکش از اطاعت خودداری کرد.
مدخل ۲
ریشهشناسی
From gain (profit) + -ful.
صفت
- صفت تفضیلی
- more gainful
- صفت عالی
- most gainful
سودآور، دارای درآمد، پولساز
Providing gain; profitable.
How can we find gainful employment with dignity for the uneducated?
چگونه میتوانیم شغل درآمدداری با عزت برای بیسوادان پیدا کنیم؟
مترادفها: profitable
اصطلاحها و عبارتها
gainfulness
پر سودی، پر استفادگی، منفعت دهی
The quality of being profitable or beneficial.
The gainfulness of the investment was evident.
سودآوری سرمایهگذاری آشکار بود.
عبارتهای مرتبط
- gainfulness
- پر سودی، پر استفادگی، منفعت دهی
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه gainful را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.