دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی genius به فارسی
نابغه، هوشمند، بسیار باهوش، دارای استعداد سرشار
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin genius (inborn nature, tutelary deity, wit), from gignō (to beget).
اسم
- جمع
- geniuses، genii
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
The plural genii is usual in mythology sense but rare and humorous for talented people.
نابغه، هوشمند، بسیار باهوش، دارای استعداد سرشار
Someone possessing extraordinary intelligence or skill, especially demonstrated by creative or original work.
Abbas was a man of genius.
عباس مردی نابغه بود.
مترادفها: prodigy، master
متضادها: idiot
نبوغ، هوش سرشار، ذکاوت زیاد، هوشمندی، استعداد زیاد
Extraordinary mental capacity.
He has a genius for poetry.
او نبوغ شعر دارد.
الهام، نبوغ خلاقانه، فرایند خلاقیت فوقالعاده
Inspiration, a mental leap, an extraordinary creative process.
Adding cinnamon amid such umami was pure genius.
اضافه کردن دارچین در میان آن اومامی نبوغ محض بود.
روح حافظ یا خدای نگهبان یک شخص یا مکان
The tutelary deity or spirit of a place or person.
In ancient Rome, each person was believed to have a genius watching over them.
در روم باستان، اعتقاد بر این بود که هر شخص یک روح نگهبان دارد که مراقب اوست.
مترادفها: tutelary deity، spirit
صفت
- صفت تفضیلی
- more genius
- صفت عالی
- most genius
نابغه، مبتکرانه، بسیار هوشمندانه
Ingenious, brilliant, very clever, or original.
What a genius idea!
چه ایدهی نابغهای!
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه genius را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.