دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی glorify به فارسی

تمجید کردن، قرین افتخار کردن

بریتانیایی: /ˈɡlɔː.rɪ.faɪ/ آمریکایی: /ˈɡlɔːr.ə.faɪ/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin gloria + facere, via Old French glorifier.

فعل

سوم‌شخص مفرد
glorifies
وجه وصفی حال
glorifying
گذشته ساده
glorified
اسم مفعول
glorified
۱.

تمجید کردن، قرین افتخار کردن

گذرا

To exalt, or give glory or praise to (something or someone).

The movie was made to glorify the hero's achievements.

فیلم برای تمجید از دستاوردهای قهرمان ساخته شده بود.

مترادف‌ها: exalt، praise

متضادها: vilify

۲.

بهتر و بیشتر از آنچه هست وانمود کردن، گزافه‌گویی کردن

گذرا

To make (something) appear to be more glorious than it is; regard something or someone as excellent baselessly.

Some movies glorify mobsters by making them seem like the cool kids around the block.

برخی فیلم‌ها گنگسترها را با نشان دادن آن‌ها به عنوان بچه‌های باحال محله، بهتر از آنچه هستند نشان می‌دهند.

متضادها: slander

۳.

ستایش کردن، حمد و نیایش کردن

گذرا

To worship or extol.

They glorified God and served mankind.

آنان خدا را حمد و نیایش کردند و به خدمت خلق پرداختند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه glorify را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.