دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی glorify به فارسی
تمجید کردن، قرین افتخار کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin gloria + facere, via Old French glorifier.
فعل
- سومشخص مفرد
- glorifies
- وجه وصفی حال
- glorifying
- گذشته ساده
- glorified
- اسم مفعول
- glorified
تمجید کردن، قرین افتخار کردن
To exalt, or give glory or praise to (something or someone).
The movie was made to glorify the hero's achievements.
فیلم برای تمجید از دستاوردهای قهرمان ساخته شده بود.
مترادفها: exalt، praise
متضادها: vilify
بهتر و بیشتر از آنچه هست وانمود کردن، گزافهگویی کردن
To make (something) appear to be more glorious than it is; regard something or someone as excellent baselessly.
Some movies glorify mobsters by making them seem like the cool kids around the block.
برخی فیلمها گنگسترها را با نشان دادن آنها به عنوان بچههای باحال محله، بهتر از آنچه هستند نشان میدهند.
متضادها: slander
ستایش کردن، حمد و نیایش کردن
To worship or extol.
They glorified God and served mankind.
آنان خدا را حمد و نیایش کردند و به خدمت خلق پرداختند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه glorify را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.