دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی genetic به فارسی
ژنتیکی، وابسته به ژن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Ancient Greek genetikos, from genesis.
صفت
ژنتیکی، وابسته به ژن
Relating to genetics or genes.
Some diseases are genetic.
برخی از بیماریها ژنتیکی هستند.
مترادفها: genic، hereditary
موروثی، ناشی از ژن
Caused by genes.
The disorder is genetic in origin.
این اختلال منشأ ژنتیکی دارد.
پیدایشی، مربوط به اصل و منشأ
Of or relating to origin (genesis).
Genetic factors can influence a person's health.
عوامل ژنتیکی میتوانند بر سلامت فرد تأثیر بگذارند.
مبتنی بر عضویت مشترک در یک خانواده زبانی
Based on shared membership in a linguistic family.
Chinese has no genetic relationship to English.
چینی هیچ رابطه ژنتیکی با انگلیسی ندارد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه genetic را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.