دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی geology به فارسی
زمینشناسی، دانشی که ماهیت کرهی زمین و تاریخ آن و ساختمان پوستهی آن و اجزای درون آن و انواع سنگها و سنگوارهها را بررسی میکند
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Modern Latin geologia, from Ancient Greek γῆ (gê, 'earth') + -logia ('the study of').
اسم
- جمع
- geologies
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
زمینشناسی، دانشی که ماهیت کرهی زمین و تاریخ آن و ساختمان پوستهی آن و اجزای درون آن و انواع سنگها و سنگوارهها را بررسی میکند
The science that studies the structure of the earth (or other planets), together with its origin and development, especially by examination of its rocks.
Geology helps us understand the history of Earth and the types of rocks it is made of.
زمینشناسی به ما کمک میکند تاریخ کرهی زمین و انواع سنگهایی که آن را تشکیل میدهند، درک کنیم.
اجزای مرتبط: petrology
ساختمان پوستهی زمین در هر ناحیه
The geological structure of a region.
The geology of the Alps is complex.
ساختار زمینشناسی آلپ پیچیده است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه geology را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.