دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی genre به فارسی
نوع، گونه، شاخه
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From French genre, from Old French gen(d)re, from Latin genere.
اسم
- جمع
- genres
نوع، گونه، شاخه
A stylistic category or sort, especially of literature or other artworks.
The still life has been a popular genre in painting since the 17th century.
طبیعت بیجان از قرن هفدهم یک ژانر محبوب در نقاشی بوده است.
مترادفها: kind، type، class
فعل
- سومشخص مفرد
- genres
- وجه وصفی حال
- genring، genreing
- گذشته ساده
- genred
- اسم مفعول
- genred
به یک ژانر نسبت دادن یا مطابق کردن، ژانر-ویژه ساختن
To assign or conform to a genre; to make genre-specific.
The editor genred the manuscript as science fiction.
ویراستار دستنوشته را به عنوان علمی تخیلی طبقهبندی کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه genre را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.