دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی gatekeeper به فارسی
دربان، سرایدار، کسی که دسترسی به چیزی یا کسی را کنترل میکند
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From gate + keeper.
اسم
- جمع
- gatekeepers
- شمارشپذیری
- countable
دربان، سرایدار، کسی که دسترسی به چیزی یا کسی را کنترل میکند
A person or group who controls access to something or somebody.
The gatekeeper opened the door to let us into the building.
سرایدار در را باز کرد تا ما را به داخل ساختمان راه دهد.
نگهبان دروازه، کسی که عبور از دروازه را کنترل میکند
A person who guards or monitors passage through a gate.
The gatekeeper checked our passes at the entrance.
نگهبان دروازه در ورودی کارتهای ما را بررسی کرد.
نوعی پروانه نارنجی و قهوهای با لکههای چشممانند، از خانواده فرچهپایان
A common orange and brown butterfly with eyespots, Pyronia tithonus, of the family Nymphalidae.
A gatekeeper landed on the flower.
یک پروانه گیتکیپر روی گل نشست.
جنبهای از شخصیت که دسترسی به هویتهای مختلف را کنترل میکند
In dissociative identity disorder, an aspect of the personality that controls access to the various identities.
The gatekeeper identity often decides which alter emerges.
هویت گیتکیپر اغلب تصمیم میگیرد که کدام شخصیت ظاهر شود.
کسی که نقش دروازهبان را ایفا میکند
One who gatekeeps.
She acts as a gatekeeper for the editor.
او به عنوان دروازهبان برای ویراستار عمل میکند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه gatekeeper را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.