دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی generic به فارسی

بسیار کلی؛ مربوط یا مناسب به طبقات یا گروه‌های بزرگ در مقابل موارد خاص

بریتانیایی: /dʒəˈner.ɪk/ آمریکایی: /dʒəˈner.ɪk/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: generick obsolete

ریشه‌شناسی

From Middle French générique, from Latin genus, gener- (kind) + -ic.

صفت

صفت تفضیلی
more generic
صفت عالی
most generic
۱.

بسیار کلی؛ مربوط یا مناسب به طبقات یا گروه‌های بزرگ در مقابل موارد خاص

Very broad; pertaining or appropriate to large classes or groups as opposed to specific instances.

Capri pants can be a generic term for any cropped slim pants.

شلوار کاپری می‌تواند یک اصطلاح کلی برای هر شلوار کوتاه و باریک باشد.

متضادها: specific، instantial

۲.

مبهم، غیردقیق، کلی

Lacking in precision, often in an evasive fashion; vague; imprecise.

The instructions were kept generic to apply to all users.

دستورالعمل‌ها به صورت کلی نگه داشته شدند تا برای همه کاربران قابل استفاده باشند.

۳.

بدون نام تجاری، غیراختصاصی در طراحی یا محتوا، قابل جایگزینی با سایر موارد هم‌رده

Not having a brand name; nonproprietary in design or contents; fungible with the rest of its class.

The store sells generic brands that are cheaper than name brands.

فروشگاه برندهای نوعی را می‌فروشد که ارزان‌تر از برندهای معروف هستند.

متضادها: non-generic، proprietary، branded

۴.

وابسته به جنس (گیاه یا حیوان)، جنسی

زیست‌شناسی

Pertaining to genera of life instead of particular species thereof.

The scientist explained that the generic name of the plant is based on its genus.

دانشمند توضیح داد که نام جنسی گیاه بر اساس جنس آن است.

۵.

مربوط به جنسیت

Relating to gender.

The term 'salesperson' is a generic alternative to 'salesman'.

اصطلاح «فروشنده» جایگزینی جنسیتی‌خنثی برای «مرد فروشنده» است.

۶.

عام، غیراختصاصی برای جنسیت خاص

دستور زبان

Specifying neither masculine nor feminine; epicene; unisex.

Words like salesperson and firefighter are generic.

کلماتی مانند فروشنده و آتش‌نشان عام هستند.

۷.

جنریک، عمومی (در برنامه‌نویسی)

رایانه

Written so as to operate on any data type, the type required being passed as a parameter.

C++ templates allow generic programming.

تمپلیت‌های C++ برنامه‌نویسی جنریک را امکان‌پذیر می‌کنند.

۸.

عام (در هندسه: مختصات مستقل جبری)

هندسه

Having coordinates that are algebraically independent over the base field.

A generic point of an algebraic variety is dense.

یک نقطه‌ی عام از یک واریته جبری چگال است.

۹.

مربوط به ژانر

Relating to genre.

The film's generic conventions were typical of horror movies.

قراردادهای ژانری فیلم برای فیلم‌های ترسناک معمول بود.

۱۰.

بدون ویژگی متمایز، غیراصیل

Having no distinguishing characteristics; unoriginal.

That movie was so generic; it was such a bore.

آن فیلم خیلی کلیشه‌ای بود؛ خیلی کسل‌کننده بود.

اسم

جمع
generics
۱۱.

محصول بدون مارک تجاری، محصول نوعی

A product sold under a generic name.

I bought a generic brand of cereal because it was cheaper.

من یک مارک بدون علامت تجاری از غلات صبحانه خریدم چون ارزان‌تر بود.

۱۲.

شراب ترکیبی (از چند نوع انگور)

A wine that is a combination of several wines, or made from a combination of several grape varieties.

This generic wine is a blend of several grape varieties.

این شراب ترکیبی از چند نوع انگور است.

مترادف‌ها: blend

متضادها: varietal

۱۳.

اصطلاحی که نه مذکر و نه مؤنث را مشخص می‌کند

دستور زبان

A term that specifies neither male nor female.

The term 'they' can be used as a generic pronoun.

اصطلاح «آنها» می‌تواند به عنوان ضمیر عام استفاده شود.

۱۴.

بخش عام یک جای‌نام (که نوع عارضه را مشخص می‌کند)

جای‌نام‌شناسی

The part of a toponym that identifies the feature's type.

In 'Lake Michigan', 'Lake' is the generic.

در «دریاچه میشیگان»، «دریاچه» بخش عام است.

متضادها: specific

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

generic noun

۱۵.

اسم جنس

زبان‌شناسی

A noun that refers to a class or category rather than a specific individual.

In English, 'dog' can be used as a generic noun.

در انگلیسی، «سگ» می‌تواند به عنوان اسم جنس به کار رود.

عبارت‌های مرتبط

generic noun
اسم جنس

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه generic را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.