دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی globalisation به فارسی

جهانی‌سازی، فرایند به هم پیوسته‌تر شدن جهان

بریتانیایی: /ˌɡləʊbəlaɪˈzeɪʃən/ آمریکایی: /ˌɡləʊbəlɪˈzeɪʃən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: globalization US، Oxford British English

ریشه‌شناسی

From global + -isation or globalise + -ation.

اسم

جمع
globalisations
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

جهانی‌سازی، فرایند به هم پیوسته‌تر شدن جهان

The process of becoming a more interconnected world.

Globalisation has changed the way we communicate.

جهانی‌سازی نحوه ارتباط ما را تغییر داده است.

۲.

جهانی‌سازی اقتصادی، فرایند تسلط مدل‌های سرمایه‌داری بر اقتصاد جهان بر اساس نظریه نظام جهانی

اقتصاد

The process of the world economy becoming dominated by capitalist models, according to the World System Theory.

Critics argue that globalisation benefits wealthy nations.

منتقدان استدلال می‌کنند که جهانی‌سازی به نفع کشورهای ثروتمند است.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه globalisation را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.