دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی globalize به فارسی
جهانی کردن، در سرتاسر جهان تعمیم دادن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: globalise UK
ریشهشناسی
From global + -ize.
فعل
- سومشخص مفرد
- globalizes
- وجه وصفی حال
- globalizing
- گذشته ساده
- globalized
- اسم مفعول
- globalized
جهانی کردن، در سرتاسر جهان تعمیم دادن
To make something global in scope; to internationalize to a worldwide or near-worldwide degree.
The fight against poverty must be globalized.
پیکار با فقر باید جهانی باشد.
همه جانبه کردن، کلی کردن
To generalize to a comprehensive or even exhaustive degree.
We need to globalize our approach to education.
باید رویکرد خود را به آموزش همه جانبه کنیم.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه globalize را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.