دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی groundwork به فارسی
پایه، اساس، اصول اولیه
بریتانیایی: /ˈɡraʊnd.wɜːk/ آمریکایی: /ˈɡraʊnd.wɝːk/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: ground-work
ریشهشناسی
From ground + work.
اسم
- جمع
- groundworks
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
۱.
پایه، اساس، اصول اولیه
The foundation; the basic or fundamental parts that support or allow for the rest.
The discovery of the laws of electricity laid the groundwork for a century of innovation.
کشف قوانین الکتریسیته پایههای یک قرن نوآوری را بنا نهاد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه groundwork را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.