دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی gateway به فارسی
راهگاه، راه دربدار، راه جلو دروازه، هشتی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From gate + way.
اسم
- جمع
- gateways
راهگاه، راه دربدار، راه جلو دروازه، هشتی
A passage that can be closed by use of a gate.
The old stone archway served as a gateway to the garden.
طاق سنگی قدیمی به عنوان راهگاهی به باغ عمل میکرد.
مدخل، راه دستیابی
A place regarded as giving access to somewhere.
The Khyber Pass was considered to be the gateway to India.
گردنهی خیبر راه دستیابی به هند تلقی میشد.
نقطهی آغازین گذار از یک مکان یا مرحله به مکان یا مرحلهی دیگر
Any point that represents the beginning of a transition from one place or phase to another.
Education is a gateway to a better future.
آموزش دروازهای به سوی آیندهای بهتر است.
چیزی که به درگیری عمیقتر منجر میشود
Any thing or area of interest that tends to lead to deeper involvement.
Marijuana is often considered a gateway drug.
ماریجوانا اغلب یک مادهی دروازهای در نظر گرفته میشود.
دروازه، دستگاهی که شبکههای مختلف را به هم متصل میکند
A device or software that connects different networks and manages data traffic.
The router acts as a gateway to the internet.
روتر به عنوان دروازهای به اینترنت عمل میکند.
فعل
- سومشخص مفرد
- gateways
- وجه وصفی حال
- gatewaying
- گذشته ساده
- gatewayed
- اسم مفعول
- gatewayed
از طریق یک دروازه یا نقطهی دسترسی در دسترس قرار دادن
To make available using a gateway or access point.
The system gateways the data to the cloud.
سیستم دادهها را از طریق دروازه به ابر منتقل میکند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه gateway را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.