دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی genetics به فارسی
علم ژنتیک، زادشناسی، وراثتشناسی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Ancient Greek genesis, coined by William Bateson in 1905.
اسم
- شمارشپذیری
- uncountable
علم ژنتیک، زادشناسی، وراثتشناسی
The branch of biology that deals with the transmission and variation of inherited characteristics, in particular chromosomes and DNA.
Genetics plays a crucial role in understanding inherited diseases.
علم ژنتیک نقش مهمی در درک بیماریهای ارثی دارد.
ساختار ژنتیکی یک فرد یا گونه
The genetic makeup of a specific individual or species.
The genetics of this plant make it resistant to drought.
ساختار ژنتیکی این گیاه آن را در برابر خشکی مقاوم میکند.
مترادفها: genes
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه genetics را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.