دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی global به فارسی
جهانی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From globe + -al; compare French global.
صفت
- صفت تفضیلی
- more global
- صفت عالی
- most global
جهانی
Concerning all parts of the world.
Pollution is a global problem.
آلودگی یک مشکل جهانی است.
مترادفها: world-wide، planetary
متضادها: domestic، national، local، regional
جامع، کلی، همهجانبه
Pertaining to the whole of something; total, universal.
Climate change is a global issue that affects everyone.
تغییرات اقلیمی یک مسئله جهانی است که بر همه تأثیر میگذارد.
سراسری (در برنامهنویسی)
Of a variable, accessible by all parts of a program.
Global variables keep support engineers employed.
متغیرهای سراسری مهندسان پشتیبانی را سر کار نگه میدارند.
متضادها: local
کلنگر، جامع
Which has to be considered in its entirety.
We need a global view of the problem.
ما به یک دیدگاه جامع از مشکل نیاز داریم.
گرد، کروی، توپمانند
Spherical, ball-shaped.
In the center was a small, global mass.
در مرکز یک تودهٔ کوچک کروی وجود داشت.
مترادفها: ball-shaped، globular، round، spherical
وابسته به کره یا گوی
Of or relating to a globe or sphere.
The artist designed a global sculpture that resembled a giant ball.
هنرمند یک مجسمهٔ کروی طراحی کرد که شبیه یک توپ بزرگ بود.
اسم
- جمع
- globals
شناسهٔ سراسری
A globally scoped identifier.
The program uses several globals.
برنامه از چندین شناسهٔ سراسری استفاده میکند.
متضادها: local
قید
- صفت تفضیلی
- more global
- صفت عالی
- most global
بهطور جهانی، در سراسر جهان
In the global manner; world-wide.
The company operates globally.
شرکت بهطور جهانی فعالیت میکند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه global را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.