دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی grapple به فارسی
محکم گرفتن، چنگ زدن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
مدخل ۱
شکلهای دیگر: graple obsolete
ریشهشناسی
From Middle English grapplen, from Old English græpplian, from Proto-Germanic *graipilōną.
فعل
- سومشخص مفرد
- grapples
- وجه وصفی حال
- grappling
- گذشته ساده
- grappled
- اسم مفعول
- grappled
محکم گرفتن، چنگ زدن
To seize something and hold it firmly.
The worker grappled the heavy logs with a crane.
کارگر کندههای سنگین را با جرثقیل گرفت.
دست به یقه شدن، گلاویز شدن، دست به گریبان شدن
To wrestle or tussle.
A tramp grappled him in the street.
در خیابان ولگردی با او دست به گریبان شد.
دست و پنجه نرم کردن، مقابله کردن
To ponder and intensely evaluate a problem; to struggle to deal with.
He grappled with his conscience.
او با وجدان خود دست و پنجه نرم کرد.
اسم
- جمع
- grapples
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
گلاویزی، دست به یقه شدن
A close hand-to-hand struggle.
The two fighters were locked in a grapple.
دو مبارز درگیر گلاویزی شدند.
عمل گرفتن یا گلاویز شدن
The act of grappling.
Grapple is an important skill in martial arts.
گلاویز شدن مهارت مهمی در هنرهای رزمی است.
مدخل ۲
ریشهشناسی
From Middle English grapple, from Old French grappil, of Germanic origin.
اسم
- جمع
- grapples
چنگاله، چنگک مکانیکی
A tool with claws or hooks used to catch or hold something.
The worker used a grapple to lift the heavy logs.
کارگر از یک چنگاله برای بلند کردن کندههای سنگین استفاده کرد.
چنگک دریایی، گرپل
A device consisting of iron claws, attached to the end of a rope, used for grasping and holding an enemy ship prior to boarding; a grappling iron.
The sailors threw the grapple to secure the enemy ship.
ملوانان چنگک دریایی را برای مهار کشتی دشمن پرتاب کردند.
لنگر کوچک، گرپل
A grapnel (type of anchor).
The small boat used a grapple to anchor.
قایق کوچک از یک لنگر کوچک برای لنگر انداختن استفاده کرد.
فعل
- سومشخص مفرد
- grapples
- وجه وصفی حال
- grappling
- گذشته ساده
- grappled
- اسم مفعول
- grappled
با چنگاله محکم کردن، متصل کردن
To fasten, as with a grapple; to fix; to join indissolubly.
They grappled the rope to the anchor.
آنها طناب را به لنگر محکم کردند.
با دست یا چنگاله بالا رفتن
To climb (whether by means of a grapple and rope, or by hand, etc).
The mountaineer grappled up the cliff.
کوهنورد با چنگاله از صخره بالا رفت.
از چنگاله استفاده کردن
To use a grapple (for example to attempt to find, hook, and raise a net or cable).
The crew grappled for the lost cable.
خدمه برای یافتن کابل گمشده از چنگاله استفاده کردند.
با چنگاله قلاب کردن و بلند کردن
To hook and raise with a grapple.
They grappled the sunken treasure.
آنها گنج غرقشده را با چنگاله بلند کردند.
مدخل ۳
ریشهشناسی
Blend of grape and apple.
اسم
- شمارشپذیری
- uncountable
ترکیب طعم انگور و سیب
A combination of grape and apple flavors.
This candy has a grapple flavor.
این آب نبات طعم ترکیب انگور و سیب دارد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه grapple را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.