دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی grapple به فارسی

محکم گرفتن، چنگ زدن

بریتانیایی: /ˈɡræp.əl/ آمریکایی: /ˈɡræp.əl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

مدخل ۱

شکل‌های دیگر: graple obsolete

ریشه‌شناسی

From Middle English grapplen, from Old English græpplian, from Proto-Germanic *graipilōną.

فعل

سوم‌شخص مفرد
grapples
وجه وصفی حال
grappling
گذشته ساده
grappled
اسم مفعول
grappled
۱.

محکم گرفتن، چنگ زدن

گذرا

To seize something and hold it firmly.

The worker grappled the heavy logs with a crane.

کارگر کنده‌های سنگین را با جرثقیل گرفت.

۲.

دست به یقه شدن، گلاویز شدن، دست به گریبان شدن

ناگذرا

To wrestle or tussle.

A tramp grappled him in the street.

در خیابان ولگردی با او دست به گریبان شد.

۳.

دست و پنجه نرم کردن، مقابله کردن

ناگذرا

To ponder and intensely evaluate a problem; to struggle to deal with.

He grappled with his conscience.

او با وجدان خود دست و پنجه نرم کرد.

اسم

جمع
grapples
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۴.

گلاویزی، دست به یقه شدن

A close hand-to-hand struggle.

The two fighters were locked in a grapple.

دو مبارز درگیر گلاویزی شدند.

۵.

عمل گرفتن یا گلاویز شدن

uncountable

The act of grappling.

Grapple is an important skill in martial arts.

گلاویز شدن مهارت مهمی در هنرهای رزمی است.

مدخل ۲

ریشه‌شناسی

From Middle English grapple, from Old French grappil, of Germanic origin.

اسم

جمع
grapples
۶.

چنگاله، چنگک مکانیکی

A tool with claws or hooks used to catch or hold something.

The worker used a grapple to lift the heavy logs.

کارگر از یک چنگاله برای بلند کردن کنده‌های سنگین استفاده کرد.

۷.

چنگک دریایی، گرپل

دریانوردی

A device consisting of iron claws, attached to the end of a rope, used for grasping and holding an enemy ship prior to boarding; a grappling iron.

The sailors threw the grapple to secure the enemy ship.

ملوانان چنگک دریایی را برای مهار کشتی دشمن پرتاب کردند.

۸.

لنگر کوچک، گرپل

دریانوردی

A grapnel (type of anchor).

The small boat used a grapple to anchor.

قایق کوچک از یک لنگر کوچک برای لنگر انداختن استفاده کرد.

فعل

سوم‌شخص مفرد
grapples
وجه وصفی حال
grappling
گذشته ساده
grappled
اسم مفعول
grappled
۹.

با چنگاله محکم کردن، متصل کردن

گذرا

To fasten, as with a grapple; to fix; to join indissolubly.

They grappled the rope to the anchor.

آنها طناب را به لنگر محکم کردند.

۱۰.

با دست یا چنگاله بالا رفتن

گذراناگذرا

To climb (whether by means of a grapple and rope, or by hand, etc).

The mountaineer grappled up the cliff.

کوهنورد با چنگاله از صخره بالا رفت.

۱۱.

از چنگاله استفاده کردن

ناگذرا

To use a grapple (for example to attempt to find, hook, and raise a net or cable).

The crew grappled for the lost cable.

خدمه برای یافتن کابل گمشده از چنگاله استفاده کردند.

۱۲.

با چنگاله قلاب کردن و بلند کردن

گذراناگذرا

To hook and raise with a grapple.

They grappled the sunken treasure.

آنها گنج غرق‌شده را با چنگاله بلند کردند.

مدخل ۳

ریشه‌شناسی

Blend of grape and apple.

اسم

شمارش‌پذیری
uncountable
۱۳.

ترکیب طعم انگور و سیب

بازاریابی

A combination of grape and apple flavors.

This candy has a grapple flavor.

این آب نبات طعم ترکیب انگور و سیب دارد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه grapple را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.