دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی gaffe به فارسی
لغزش، گاف، اشتباه لپی، خبط بزرگ
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From French gaffe, meaning blunder.
اسم
- جمع
- gaffes
- شمارشپذیری
- countable
لغزش، گاف، اشتباه لپی، خبط بزرگ
A foolish and embarrassing error, especially one made in public.
During the meeting, she realized she had made a gaffe by calling her boss by the wrong name.
در طول جلسه، او متوجه شد که با صدا کردن رئیسش به نام اشتباه، یک گاف داده است.
مترادفها: blooper، blunder، mistake، error، slip
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه gaffe را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.