دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی navigate به فارسی

ناوبری کردن، هدایت کردن، راندن (کشتی یا هواپیما)

بریتانیایی: /ˈnæv.ɪ.ɡeɪt/ آمریکایی: /ˈnæv.ə.ɡeɪt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin navigare, from navis (ship) + agere (to drive).

فعل

سوم‌شخص مفرد
navigates
وجه وصفی حال
navigating
گذشته ساده
navigated
اسم مفعول
navigated
۱.

ناوبری کردن، هدایت کردن، راندن (کشتی یا هواپیما)

گذرا

To plan, control and record the position and course of a vehicle, ship, aircraft, etc., on a journey; to follow a planned course.

He navigated the bomber to the Ruhr.

او بمب‌افکن را به سمت رور هدایت کرد.

۲.

راهنمایی کردن، مسیر دادن

ناگذرا

To give directions, as from a map, to someone driving a vehicle.

You drive. I'll navigate.

تو رانندگی کن. من مسیر را می‌گویم.

۳.

با کشتی سفر کردن، دریانوردی کردن

ناگذرا

To travel over water in a ship; to sail.

We navigated to France in the dinghy.

ما با قایق کوچک به فرانسه سفر کردیم.

۴.

پیمایش کردن، مرور کردن

گذرارایانه

To move between web pages, menus, etc. by means of hyperlinks, mouse clicks, or any other mechanism.

It was difficult to navigate back to the home page.

بازگشت به صفحه اصلی دشوار بود.

۵.

راه خود را باز کردن، از پس چیزی برآمدن

گذرامجازی

To find a way through a difficult situation or process.

She had to navigate through the crowded market to find her friend.

او مجبور بود از میان بازار شلوغ راه خود را باز کند تا دوستش را پیدا کند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه navigate را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.